معماری بومی و طراحی منطقه ای

امروز چهارشنبه 02 اسفند 1396      صفحه اصلي | درباره ما | درخواست ثبت فیدخوان | گزارش تخلف مطلب | تبليغات | تماس با ما


vaziri192.cloob24.com     

معماری بومی و طراحی منطقه ای

0

 

 Vernacular Architecture and Regional Design

Kingston Wm. Heath

 ترجمه صفحات 51 تا68

کاری از محسن وزیری

بدون ویرایش

  صفحه 51          

4

یافتن الگوهایی در فرهنگ معماری محلی، و حفظ تداوم  سنت ها در توسعه ی مناطق مسکونی جوامع

بحث ها بین  مشتریان و معمارها همچنان انتزاعی مانده است.  این بحث ها در باره ی محصول کار نیستند، در عوض  در باره ی ارزش ها، یا نیاز ها، یا کارکرد ها هستند. معماران  راه خود را می روند و محصول نهایی را با صرفا نگه داشتن این مفاهیم در ذهن خود انجام می دهند که البته بر اساس ذائقه و برداشت های شخصی انها انجام می شود.  در این شرایط،  میراث اصلی نادیده گرفته می شود و نتیجه چیزی است که پس از اتمام یک پروزه ی ساختمانی، نه خریدار و نه معمار را نمی تاند راضی نماید.

پروژه: آغاز پروژه ی سکنادهی رانندگان ریکشا و خانواده هایشان، والور، تامیل نادو، هندوستان

مکان: والور، تامیل نادو، هندوستان کرتاهه!

گروه طراحی:   سازمان غیر رسمی به نام مرکز مسکن مردم تامیل نادو

شرکای رسمی: هاوارد دیویس، استاد معماری، مرکز نوآوری های منازل،  دانشگاه اورگون،  دیوید ویک، سرپرست معماری اقیانوسیه، سیدنی، استرالیا

نلسون،  موسس و مدیر مرکز توسعه ی تامیل نادو، هندوستان

تامس کر، معمار، ثبت کننده ی داده ها

پل موزس، سرپرست  معماری جنوبی در مدرس و مدیر سایت

محدوده ی زمانی 1990 تا 1995

مقدمه:

با مطالعه ی الگوهای خاص گروهی از کاربران، هاوارد دیویس نشان می دهد که چگونه  چنین اطلاعاتی می توانند بر دریافت های ما از یک چشم انداز تاثیر بگذارند، به خصوص روی روش نگرشی که فراتر از عرصه ی زندگی معمار وجود دارد. او با شوق پرسیدن، ویاد گرفتن، و مشاهده، با کمک گروهش نشان داد که ناظر و بیننده ی خارجی می تواند  نکات ظریفی را  نشان دهد که خارج از تیر رس و پیش بینی فرایند طراحی معماران باشد.

این تحقیق می تواند فراهم کننده ی یک جایگزین برای  تحلیل رسمی  یا مجمع زیبایی شناختی  در اشاره به نگرانی های مربوط به طراحی مبتنی بر مکان باشد. در عوض، دیویس و گروهش  دست به مطالعه ی ساختمان ها و محیط اطراف انها و مجموعه ای از رفتار های انسانی مربوط به آن زدند. طراحی هایی که از این دیدگاه بررسی می شوند  نشان دهنده ی  ایده ی نسل جدید اجتماعی هستند.  انجام کارها همراه با ایده های جدید بوده و اجازه می دهد که رفتار های اجتماعی بتوانند در کنار  بهبود شرایط زندگی، دوام داشته باشند.

ویژگی های پروژه

 گروهی از معماران، فعالان اجتماعی،  و اعضای انجمن،  تصمیم گرفتند  بر روی طراحی  یک پروژه ی مسونی برای 130 راننده ی ریکشا در والور هندوستان همکاری کنند. هاوارد دیویس و دیوید ویک،  از مفاهیم زبان الگو استفاده کردند( طرح سایت

صفحه 52

تصاویر

صفحه 53

دستورالعمل ها بر اساس کار کریستوفر الکساندر شکل گرفت. با انجام تحقیقات اساسی روی الگوهای مسکونی والور و روستاهای اطراف آن،  تامس کر و پل موزس از اعضای دیگر گروه به 35 دیدگاه  خاص دست یافتند که در شکل گیری سایت موثر واقع شد.  دیوید چنین می گوید:"این مشاهدات بر اساس ترجمه ی ویژگی های موجود در وضعیت مسکونی فعلی و آنچه که قرار است توسط معماران انجام شود، صورت گرفت." این ویژگی های جاری با در نظر گرفتن شکل خیابان ها در طرح نهایی در نظر گرفته شدند. اینکه خانمها از کدام پمپ آب و چند بار در روز آب بر می دارند و یا اینکه کدام پمپ باید در نزدیکی تقاطع باشد، موضوعاتی بودند که  از عناصر اصلی طراحی به حساب امدند و از کاربران نیز برای صحت این موضوعات نظر خواسته شد.

همان گونه که توسط دیویس گفته شد،  طرح این منطقه مسکونی،  مانند ریختن یک طرح اجتماعی  یک سایت  توسط یک استاد خبره بود که توجهش معطوف به نمایش فرهنگ  از راه کوچکترین فعالیت های غیر رسمی بود. در اینجا، مطالعات معماری بومی  و معاصر به یک تعادل مفید می رسند.

زمینی که دولت اهدا کرده بود توسط گروهی از طراحان طراحی شد که  نگاهی به وضعیت آینده ی ساکنان داشتند و ترتیب اتاق ها، و مقدار فضای لازم برای حفظ هویت فردی و رسم های محلی هم در نظر گرفته شدند. در انتها، شرایط جاری، یک روحیه ی همکاری، و خواست جمعی کمک خواهد کرد تا خانه های دائمی و کاروبار بازار شکل بگیرند.  گذشته از تعریف خاص پروژه برای ارائه ی مسکن مناسب و ایجاد  زمینه ای برای خوداشتغالی افرادی که به دلایل سیاسی جا به جا شده اند، این موضوع مورد بحث قرار گرفت که حالا چگونه می توان تداوم سنتی را در کنار این تحولات حفظ نمود. به بیانی دیگر، چگونه می توان تغییرات مثبت اجتماعی و اقتصادی را در تعادل با یک پیوستگی فرهنگی قرار داد؟

پیش از شروع پروژه، اعضای گروه از سایر پروژه های مسکونی دیدار کردند که توسط شرکت محلی و بر اساس  الگوهای غربی انجام شده بود.   این تجربیات سبب شد یک تغییر دیدگاه بر ضد ایده های وارداتی شکل بگیرد.  اعضای گروه طراحی این پرسش ها را ارائه کردند:"  از شرایط محلی چه چیزهایی می توانیم یاد بگیریم؟ چگونه می توانیم ار الگوهای بومی ایده های عملی بگیریم؟ "

 

 

هدف طراحی

 برای بیان نقش معماران در کمک به ارائه ی منازل مسکونی در دنیای رو به پیشرفت، دیوید و ویک ار مردمی که قرار بود در منازل آینده زندگی کنند خواستند تا مسئولیت طراحی را بر عهده بگیرند. این رفتار با فلسفه ی CEDMA در خصوص کمک به خویش، سازگار بود و به طیف فقیر افراد در مناطق شهری  این اجازه دا می داد  تا در زندگی خویش نقشی داشته باشند. به همین دلیل، تاکید بر این بود که

صفحه 54

فرایند های اجتماعی ساخت و ساز در نظر گرفته شوند و فقط نتیجه ی کار مد نظر نباشد. تلاش ها برای بهبود  شرایط مسکونی  رانندگان ریکشا قابل درک بود، ولی باید به برداشت شخصی رانندگان ریکشا از تاثیرشان بر جامعه و  و ارتباطشان با رشد اقتصادی نیز مربوط می شد.  دیویس چنین می گوید که معماران تنها "متخصصان خارجی برای ارائه ی یک دیدگاه متفاوت" نبودند. او چنین ادامه می دهد:"ما آنجا بودیم تا دیدگاهی دیگر ارائه کنیم که می توانست به افراد از طریق بهبود شرایط زندگی، توانایی ببخشد."

فرایند طراحی

 در چنج سالی که اجرای پروژه طول کشید (1990 تا 1995) هاوارد دیویس شش بار به هندوستان سفر کرتاهه. در طول اسن سال ها  دانش بومی او افزایش یافته  و اعتماد بین او و مشتریان ایجاد شد. تدریجا نلسون که در حکم مشتری و فعال اجتماعی بود چیزهای بیشتری از خویش و سازمانی که در طول 25 سال گدشته  در زمینه های تحصیلی ، ایجاد مشاغل،  آموزش های شغلی، وکالت حقوق بشر، بهداشت روستایی،  و تولیدات در مقیاس های کوچک انجام داده بود، بیان کرد. معماران و مشتری با اتحادیه ی پیشین رانندگان ریکشا ترتیب همکاری در پروزه ی والور را دادنند. نلسون تقریبا بیشتر هندوها را که در دسترس نبودند و به تازگی از مناطق روستایی به شهر آمده بودند، سازماندهی کرد.  با اینکه آنها جزو خانواده های ضعیف بودند ولی فقیر به حسب نمی امدند.  آنها  وارد کار و بار رانندگی ریکشا شده بودند و دیون خود را می پرداختند ولی مجبور بودند با ریکشاهای خود در مناطق پست زندگی کنند.

CEDMA برای کمک به رانندگان ریکشا یک برنامه ی ارتقای چند مرحله ای چید: باید ابتدا خود را از چنگال مالکان ریکشا که رانندگان را استثمار می کردند؛ رها می کردند سپس با کمک این سازمان و با کمک وام اقدام به خرید ریکشاهای خود می کردند.  بعد از این رانندگان ریکشا می توانستنند تقاضای زمین مسکونی نمایند. CEDMA از سوی رانندگان ریکشا  اقدام به سرمایه گزاری نمود  تا با کمک خود رانندگان بتواند منازل مسکونی را بر روی زمان های خودشان بنا نماید.

در 1991 دولت اقدام به خرید زمین از کشاورزان نمود و آنها را در اختیار  پروژه های خودساز CEDMA نهاد.  در این نقطه هاوارد دیویس معمار وارد این پروژه ی همکاری بین المللی شد. تا بهار 1992 تحقیقات اولیه برای الگوهای مسکونی انجام شد و 136 سایت مربوط به منازل بر روی زمین شکل گرفت

صفحه ی 55

تصاویر

صفحه 56

. نقشه ی سایت توسط کارشناسان منطقه تایید شد.و یک ساخت و ساز آزمایشی آغاز گردید. به گفته ی دیویس این رویه ی همکاری بین شرکاء  سبب شد که او و دیویس از روند همیشی کنترل خود بر فرایند طراحی دست بردارند. با این وجود همه ی شرکا با وجود تفاوت در دیدگاه ها و تجربیاتشان، توانستند روحیه ی همکاری خود را حفظ کنند و پروژه را با انرژی جمع خوبی به پیش ببرند.

مباحثات با اعضای انجمن ادامه یافت  و در نتیجه یک پروژه بر اسا پذیرش ارزش های مردمی و راه های زندگی انها شکل گرفت. دیوید چنین خاطر نشان می کند که  تصویر ذهنی اشیا سبب پیش بردن پروژه شد. بنا بر گفته ی سایر اعضای گروه، تمرکزبر روی کار پروژه سبب موفقیت ان میشد وگرنه برنامه می توانست به مشکل بر بخورد.

با تکیه بر مشاهدات تامس کر و پل موزس در حدود 35 خط مشی در خصوص طراحی سایت  به دست آمد. با این اعتقاد که نقش طراحان و مشتری(کارفرما؟) باید دارای تعادل می بود، هر دو طرف سعی در فراگیری مهارت های یکدیگر داشته و و راحی سایت مسکونی با همکاری اعضای انجمن انجام شد.  محدوده ی سایت با پای پیاده بررسی شد و از سران انجمن خواسته شد که محل درب ورودی سایت را مشخص کنند  و بر همین اساس میدان اصلی سایت با توجه به محل درب ورودی و مکان قرار گرفتن معبد،  معین گردید.  تصمیم گیری ها در باره ی مشخصات و محدوده ی خیابان های اطراف میدان، شکل و اندازه ی میدان، و شکل و اندازه ی خیابان ها ادامه پیدا کرد. کر و موزس این تصمیمات را بر اساس داده های مربوط به تحقیقات  انجام دادند. یک جاده ی فرعی از راه اصلی به سوی دروازه ی ورودی سایت، کشیده شد که از میدان اصلی سایت می گذشت

صفحه 57

درست رو به روی معبد به خیابان دیگری می رسد و با ادامه یافتن در طول مجتمع، به مکان گردهمایی و سالن اجتماعات می رسد. در تقاطع خیابان ها میدان های کوچکی ایجاد گردید که در جنب انها تسهیلات عمومی استفاده از آب قرار دارد.

ارزیابی فیلتر محلی

اقتصاد هند جنوبی بر اساس کشت برنج و تولید نارگیل است. هوا بسیار گرم است و به همین دلیل الگوی کر چنین ست که از صبح شروع می شود، با شروع ظهر کار تعطیل می شود و ساعاتی پیش از غروب خورشید دوباره ادامه می یابد. دیویس چنین یاد آوری می کند که در میانه ی روز به استراحت می پرداخته ولی گاهی با قطع برق و از کار افتادن پنکهف او به ماندن در تختخواب خود مجبور می شده و از گرما بی حال می شده است.

تحرک اجتماعی

 از نظر دیویس هنگام کار با افرادی که تا کنون صاحب هیچ خانه ای برای خود نبوده اند، معمولا تصور انها از خانه ی شخصی خود بر اساس آن چیزهایی بوده که از ساخت و ساز در اطراف خود دیده اند.در والور این خانه ها دارای دیوار های بتنی با سقف بدون شیب میباشد. هر چند که آجر از نظر دمایی بهتر از بتن است و یک سقف شیب دار از همین دیدگاه خنک تر از یقف های معمولی میباشد. در این باره ، طراحان تصمیمات خود را بدون توجه به برداشت های افراد بومی از منازل مسکونی انجام دادند و تصمیم گرفتند که آسایش انسانی و نیازمندی های زندگی امروزین به انرژی را  در پروژه در نظر بگیرند.

از طرفی، مشتری(نلسون) با پیروی از استاندارد های غربی در خانه سازی های پیشرفته، به این فکر می کرد که هر خانه باید دارای یک سرویس بهداشتی داخلی باشد. رسم های اجتماعی هندو چنین تجویز می کند که توالت ها باید از خانه فاصله داشته باشد و به همین دلیل معمولا دستشویی ها در سمت دیگر حیاط ساخته می شوند. دیویس چنین بیان می کند که یک عامل در رسیدن به تصمیمات مشترک با وجود تفاوت های این چنینی،  زمان و تسلیم شدن در برابر فرهنگ عمومی است.   نیت دیویس این بود که به همان تعادلی برسد که  ادوارد رالف زمین شناس به آن  دیدگاه بیرونی می گوید که در ان به شکل کلی یک ناظر سعی می کند با حفظ برداشت خود به عنوان یک ناظر بی طرف، دیدگاه ناظران بومی را هم درک نماید. دیویس چنین می کوید که یک معمار باید به واقعیت های موجود احترام بگذارد و چنین فکر نکند که همه ی پیشنهادهایش الزاما بهتر از دیدگاه ها افراد بومی و محلی است.  درک یک قضات درست تنها از راه ماندن در موقعیت یک ناظر خارجی برای دیدن جزییات میسر است. همه چیز را از نو دیدن مهم است.  نا دیده گرفتن جزییاتی که می توانند تفاوت هایی ایجاد نمایند، به سادگی رخ می دهد. راه حل او این بود که به ساخت و ساز مرحله ای بچردازیم که در ان اربان جاری در طول زمان دید گاه خود را تعدیل می کنند و معمار نیز  پاسخ های خود را بر اساس مراحل اخیر پروژه تغییر می دهد.

شکل گیری برنامه ی خانه سازی

با کنار گذاشتن ایده ی خانه های ساده برای واحد های مسکونی، مباحثات با ساکنین نشان داد که  که افزودن به فضای داخلی اهمیت چندانی ندارد و به جای آن ترجیح می دهند برای قسمت های مختلفی از خانه جایگیری اجتماعی را مد نظر قرار دهند. برای نمونه ممکن است که معمار تصمیم بگیرد که در های وردی به قسمت های داخلی خانه را روی دیوار خارجی بگذارد که با این  کار اجازه داده می شود

 

 

 

صفحه 58

واکنش معمارها

دیویس و ویک سرکشی چندانی  به پروژه های ساختمانی انجام ندادند. ولی وقت زیادی را روی طراحی  گذاشتند. قوانین سنتی حرفه ای به کنار گذشته شد زیرا جایی که معماران کار می کنند گروهی از فعالین اجتماعی دلواپس تغییرات اجتماعی می شوند.  به عقیده ی نلسون، سرعت تغییرات اجتماعی چندان زیاد نیست و این پروژه های مبتنی بر ویژگی های اجتماعی باید مانند آب روان باشند و در برگیرنده ی تغییرات طبیعی در انسان ها   باشند. اگر نگرانیهایی در باره ی وضعیت انتقادی مکان Place دارید، شما هم باید کار مشابهی انجام دهید. سر انجام پروژه ی مسکونی مرحله ای که در دست مالک و برای سکونت خودش انجام شد، با موفقیت به پایان رسید زیرا منشا شروع و تغییرات آن توسط اعضای جامعه بود. چنین پروژه هایی تاثیر گذارند زیرا رسیدن به نتیجه نیازمند درک تغییرات فرایند فرهنگی و اقتصادی است

دیدگاه نویسنده

این تحقیق دربرگیرنده ی چالشی بین یک معمار  و یک محقق محلی است که بر سر درک یک فرهنگ نا آشنا به وجود آمده است. برای مثال، ویلیام سامرست موگان در کتاب خویش به نام یک نجیب زاده در اتاق نشیمن( گزارش از مسافرت رانگون تا هایفونگ، چاپ 1930 ) دچار چنین وضعی شده بود. او چنین می گوید:"او خود را به جای شخصیت هایش می گذاشت، اما این کار ساده نبود و او مجبور می شد بر اساس ظاهر آنها را تشریح کند. مشاهده ی بدون درک عواطف نمی تواند کمک چندانی به بیانی شیوا و زنده منجر شود. اگر برداشت خود را از دستمایه های معماری یک فرهنگ، به همین روش تقلیل دهیم، چیزی از کارکرد ها و معانی اجتماعی آنها نخواهیم فهمید. موگان چنین ادامه می دهد:" در اینجا زمان عامل اصلی است.نویسنده باید خوشوقت باشد اگر فرصت تاثیر پذیری ناشی از  اثر اولین مشاهدات به دست آورد و بتواند درک درستی از چیزی که برای اولین بار می بیند داشته باشد. ( در اینجا منظور اکرمن را در باره ی تجربه ی شخصی از معماری محلی کاملا متوجه اهمیت  هماهنگی دینامیک مکان با طراحی می شویم.) اما زمان و تغییر صحنه کافی نیستند. موگان می گوید:"من نویسندگانی را می شناسم که سفر های پر ماجرایی را داشته اند اما بعد از بازگشت به خانه هایشان در لندن، حلقه ی دوستانشان، علایق انگلیسی

صفحه 60

سابقه هایشان، با شگفتی متوجه شدند که با شخصیت پیش از سفر خود تفاوت حاصل کرده اند."

در این پروژه ی مسکونی خودیارانه،  روش های سازگاری که در جاهای دیگر وجود داشت را به رنگ محلی در اوردنداما تصمیمات اولیه بر این مبنا گرفته شد که روستای جدید باید آثاری از آنچه که در گذشته داشت را حفظ کند. گروه طراحی ، طرح های جدید روستا را با مشاهده ی زندگی روز مره ی روستاییان و استفاده ی انها از فضا و درک و ثبت ارزش های اجتماعی آنها انجام دادند. آنها چنین می گویند که با سفر به ولور Vellore"تغییر زیادی در خود مشاهده کردند.

5 رویارویی با روش ساختاری

بر خلاف ساختار دوباره ی روستا و بوداییسم قرن نوزدهمی، روش های معماری بومی فعلی هیچ ربطی به گذشته ندارد.  در عوض از عناصر ، مفاهیم،جزییات معماری، و روش های ساختمانی  برای پدید آوردن فضاهای محلی و آنچه که به کاربرد های معاصر مربوط می شود، استفاده شده است. البته این معماری بومی شاخته نمی شود و حتا معماری برگرفته از عناصر تاریخی معماری بومی نیز به حساب نمی آید و بیشتر شبیه به یک تقلید ناشیانه از ظواهر معماری بومی است. در اینجا حتا من به معماران غربی هم که سعی می کنند فقط با استفاده از عناصر ظاهری دست به نواوری های متظاهرانه بزنند یا هتل هایی بسازند که فقط گردشگران را جذب کند، توجهی ندارم. چیزی که برای من مهم است ایجاد یک پیوستگی تاریخی آگاهانه یا خودآگاهانه با استاند به واکنش های خاص فرهنگی در یک جامعه است. جامعه ای که نگران از دست دادن پیوستگی تاریخی خود به دلیل دخالت های مستعمراتی اروپایی ها است.

ص 61

مقدمه: بر خلاف مطالعات هاوارد دیویس، جایی که شواهد خاص اجتماعی برای اطلاع رسانی به یک شاهد بیرونی نسبت به جامعه و طراحی مسکونی در هم خلاصه می شوند، گروه طراحی نیهال پرارا با این چالش رو به رو شد که یک محدوده ی مسکونی در مرکز شهر برای ساکنن یک پروژه ی سر سازی طراحی کند. او با اینکه شهروند سریلانکا بود، اما از عادات فرهنگی بومیان سریلانکایی و الگوهای رفتاری روزمره ی آنها خبر چندانی نداشت و از رهیافت های دیگری برای طراحی های خود استفاده نمود. او در طرح های شهری خود یک طرح چند مرحله ای به کار بست که به ساکنان اجازه می داد اندک اندک با تغییرات کنار بیایند و از فضا ها و امکانات با گذشت زمان برای تامین نیاز های خود استفاده ی مناسب نمایند. این یک روش موفق از آب در آمد. پررا و گروهش  انعطاف لازم را از خود نشان دادند و توانستند فراتر از چهارچوب های ساختاری، شکلی، فضایی،  و سیستمی، عناصر مربوط به معماری بومی را نیز حفظ نمایند. با این راهبرد، فعالیت های انسانی است که هویت یک محل را تعیین می کند.

این مراکز شهر های طراحی شده  و سایر بازبینی های  مربوط به استفاده های عملی آن، به سازندگان و  ساکنان اجازه داد تا در شکل گیری پروژه دخیل باشند. با در نظر گرفتن این پروژه به عنوان نمونه ای از توانایی های استقلال ملی،  هدف های طراحی آن مانند نوعی پاسخ به جستجوی  هویت های فرهنگی ای بود که عناصر فرهنگی محلی تا بین المللی را در بر می گرفت.

جزییات پروژه

مرجع نسبت به آشنایی شکل طراحی ساختمان های بومی  در نظر گرفته شد تا نه تنها به نیاز های کاربردی روزانه و خانگی در منطقه ی ماهاولی پاسخ دهد بلکه نوعی پاسخ به دستیافته های عاطفی افرادی باشد که در آینده می خواهند از آن استفاده کنند. هزاران نفر در این محل

 

ص 62

 

مجبور به سکونت شدند و مجبور شدند در برابر این بزرگ ترین پروژه ی آب رسانی جهان، دست از علاقه به زمین آبا  و اجدادی خود بشویند. طراحی هفت سد آب رسانی در کنار طرح های جدید برای روستاها  و مراکز شهری و زیرساخت های اجباری  و خدمات عمومی و تجاری  باید در یک دوره ی 30 ساله انجام میشد اما ضرورت ها باعث د که طراحی و اجرای تمام پروژه از 30 به 10 سال کاهش یابد.  پررا و گروهش نه تنها تصمیم گرفتند همان طرح روستاهای از دست رفته را احیا نمایند بلکه شرایطی ایجاد کردند که ساکنان جا به جا شده ی این پروژه بتوانند با مشارکت خویش، حس تعلق خود مانند داشته های پیشین  خود زنده نمایند. این تحقیق بر روی یکی از همین شهر های تاره تاسیس شده برای ساکنان از خانه و کاشانه رانده شده، انجام شده است. نام این شهر  دهیات تاکاندیا میباشد.

هدف های طراحی

این مطالعه نشان می دهد که تلاش های خالصانه از سوی گروه طراحی برای انی بوده که عناصر فضایی آشنا و ویژگی های معمارانه ی مناسبی را ایجاد نماید تا پاسخ محیطی مناسبی را از سوی باشندگان و نسبت به هویت فرهنگی آنها، دریافت کند. از این شکل ها و ویژگی ها استفاده شد تا نقطه ی شروع مناسبی برای ظراحی نیازمندی های مدرن شهری باشد که می خواهد پیوستگی فرهنگی مردمی که زندگی خود را به دلیل تغییرات سیاسی در دست تغییر می بینند، حفظ کنند. پروژه ی آبرسانی ای که سبب جا به جایی انبوه زیادی از مردم شده بود.

نیهال پررا از سال 1983  سرگروه طراحی و برنامه ریزی دولت سری لانکا بود.  او به عنوان یک هروند سریلانکایی دارای حس درونی فرهنگی قوی ای بود که می توانست به او کمک نماید در طراحی این پروژه از عناصر فرهنگی استفاده نماید که بتواند نیاز های فرهنگی مردم جا به جا شده را تامین نماید. استفاده از سقف های سفالی و گسترده، بالکن های وسیع،  و درهای متعدد که برای تحمل پذیر کردن گرما و رطوبت منطقه به کار می روند،  در طراحی جدید از عناصر اصلی معماری در نظر گرفته شدند. پررا به این رهیافت به عنوان معماری بومی اجباری نگاه می کند.  او همچنین به این اعتقاد دارد که نظریات گروه معماری اورلیک که بی از ده سال تحقیق روی بازتاب های فرهنگی معماری در سری لانکا انجام دهده است، رهیافت های مفیدی برای انجام پروزه در اختیارش قرار داده بوده است. این دیدگاه، ریشه در  شرایط فعلی داشته و همزمان سریلانکایی ها را به  پیوند های فرهنگی و شرایطی که پس ار استقلال به دست آورده است، گره می زند. شناخت درست این معماری  می توند یک ابزار قوی برای نمایش  ایده های سیاسی باشد.

صفحه 63

چالش طراحان این بود که  بتوانند یک تعادل بین فضای جهانی سیاسی از طریق پرداختن به عناصر معمارانه ایجاد نموده و از طرف دیگر به نیاز افراد برای تعلق فرهنگی ملی داشتن را تامین نماید. پروژه های طراحی و اجرا  در این دوره ی پسا استعماری، باید به در نظر گرفتن دوگانگی ملی- جهانی انجام میشد. پروژه ی ماهاولی با به کار گیری عناصر فرهنگی محلی در کنار مشاوران خارجی موجود در این گروه، تلاش کرد تا یک شکل ترکیبی شهری بر اساس تجربیات محلی و بین المللی ایجاد نماید.

فیلتر محلی

پیش از این که به انگیز ه هایی که شکل گیری نهایی این پروژه را در دست داشتند بپردازیم، باید قدری از تاریخچه ی منطقه خبر داشته باشیم.  تاریخ طولانی سریلانکا به 600 سال پیش از میلاد مسیح بر می گردد ولی در دوره های اخیر مواجه با حملات زیادی بوده است. در قرن چهاردهم  یک پادشاهی هندی تامیلی در قسمت شمالی جزیره شکل گرفت. در قرن شانزدهم  در قسمت شمالی جزیره  نواحی ساحلی جزیره توسط پرتغالی ها کنترل می شد که در قرن هفدهم به هلندی ها رسید.  با ورود انگلیسی ها در 1796 این سلطه تا 1948 ادامه پیدا کرد . بنابراین هویت مجدد سریلانکایی سبب شد بسیاری از عناصر سیاسی و فرهنگی تحت تاثیر قرار گیرند و این امر حتا در فرایند پیوستن این کشور به فرایند جهانی شدن و پیوستن به بازار جهانی قرار گیرد.. در 1970 دولت تصمیم گرفت که سیاست های بازار محوری بیشتری را فرام نماید از اینرو به تشویق صادرات و سرمایه گذاری خارجی دست زد و نگاه بیشتر و بیشتری به دنیای خارج نمود و در عین حال تلاش می کرد به هویت سریلانکایی خویش نیز پایبند باشد.  تلاش برای در کنار هم قرار دادن این دوگانگی در جداسازی  کارکرد های جهانی اقتصادی از کارکرد های سیاسی ملی بود و به شکل نمایش دیگری از پایتخت جدید در امد.  حزب وحدت ملی پس از به دست گرفتن قدرت در 1977 یک هیئت اجرایی شهری به وجود آورد تا برنامه ریزی های متمرکز را ارتقا داده و و مناطق شهری را توسعه دهد. از بانک های بین المللی و  موسسات اقتصادی دعوت شد تا به  به ناحیه ی اقتصادی کلمبو بیایند. این ناحیه به شکل ناحیه ی اقتصادی مدرن و بین المللی ساخته شد که با بهره بردن از عناصر معماری چشمیر بتواند خود را در معرض دید  بازار جهانی قرار دهد. به شکل همرمان یک پایتخت جدید نیز برای قرار گیری دولت ساخته شد که دارای ساختمان مجلس مزین به عناصر فرهنگی داخلی و خارجی بود تا بتواند هویت جدید از سریلانکا را در مقابل هوست قبلی که مستعمره بود، در برابر دیدگان جهان به نمایش گذارد. این خواسته برای نمایش دادن سریلانکای جدید در برابر هویت پیشین و استعمار زده ی قبل، چیزی بود که معمار شناخته شده ی سریلانکایی به نام جفری باوا از آن به خوبی اگاه بود. گدشته از توانایی های او به عنوان یک معمار بومی پسا مدرن، او می تواند عناصر بومی را با در نر گرفتن ظرافت های ویژگی های زمان حاضر، به کار ببندد.   کار های او در دهه ی 1970 مرحله ای از گذر در سریلانکا را نشان داد که تلاش دارد یک هویت سیاسی و قومی جدید از سریلانکا تعریف نماید.  معماری او بر اساس  معمای محلی و با در نظر گرفتن  معماری جدید بود که  بتواند شرایط دشوار رطوبت شدید ، باران، و گرما را در نظر داشته باشد.  او همچنین در کنار طراحان جوان و باهوشی کار کرد که از دلبستگی های او به میراٍ معماری و فرهنگی سریلانکا آگاه بودند و به همین دلیل اثر زیادی روی ظهور نسلی ار طراحان ملتی تازه استقلال یافته داشتند که می خواهد رو به جلو حرکت کند.  بسیاری بر این باورند که جفری باوا روی زندگی هزاران نفر که در این جطسره زندگی می کنند تاثیر داشته است و مانند پلی بین گدشته و آینده بوده که می تواند حتا به افراد عادی اجتماع این توانایی را بدهد که رابطه ی خود را با میراث خود حفظ نمایند. در کنار تاثیر باوا،  پررا نیز باهوش تر از آن بود که  اهمیت  اولیک پلسنر را نداند. او بعد ها با همکاری اولیک پرسنر به ایده ی عناصر معماری اجباری رسیدند که در طراحی منطقه ی مسکونی ماهاولی به کار برده شدند.

تعریف پروژه(قسمت اول)

همانگونه که پیش تر گفته شد، پس از به قدرت رسیدن حزب اتحاد ملی، برنامه های سرمایه گذاری عمومی بلند پروازانه ای شروع شدند.

صفحه 64

 

بین سال های 1977 تا 1980 این پروژه های دولتی سبب توسعه ی صنعت ساختمانی شدند و به رشدی برابر با 20 درصد در سال رسیدند. هیئت توسعه ی شهری در سال 1978 ایجاد شد که تا برنامه های یکپارچه ای برای رشد و توسعه ی مناطق شهری پیاده شوند. با همین طرح ها بودکه ناحیه ی جدید ساختمان های دولتی و بازار ماهی فروشان در کلمبو ساخته شدند.

با راهنمایی های این هیئت و رعایت سیاست های حمایتی آن بود که پروژه ی سال 1984 برای انتقال ساکنان به محله ی ماهاولی به نتیجه رسید و زیر نظر نیهال پررا بین سال های 1983 تا 1989 بر اساس چشم انداز های دولتی به نتیجه رسید.

تعریف پروژه(قسمت دوم)

بزرگ ترین پروژه ی ساختمانی پس از 1977 به آبرسانی ماهاولی مربوط می شود.این برنامه که در اصل از دهه 1960 تحت مطالعه بود

و ماهاولی گانگا نام داشت

در این پروژه هدف این بود که آب مورد نیاز  364هزار هکتار از زمین های کشاورزی جنوبی تامین شود و سبب افزایش محصولات کشاورزی شود و در کنار آن 540 مگاوات برق تولید گردد. تکمیل کل این پروژه 30 سال تخمین زده شده بود. . دو سد اول تا 1977 کامل شدند و 53 هزار هکتار زمین کشاورزی را که در ناحیه ی جنوبی مرکز ایالت خشک آنورادهاپورا واقع بود،  پوشش دادند.  البته در سال 1977 دولت نام ایم طرح را به برنامه ی سریع ماهاولی تغیر نام داد که در طول 10 سال به پایان برسد.

ساخت و ساز ها در پنج نقطه جدید بین سال های 1979 و 1982 آغاز شدند که هدف آنها زیر پوشش بردن زمین های بیشتری به کشت آبی و تولید 450 مگاوات انرژی برقابی برای منافع ملی بود.

هفت مخزنی که ساخته شدند البته زمین های دیگری را زیر آب بردند و سبب جا به جایی جمعیت انبوهی شدند که اسکان آنها نیازمند برنامه های مفصل برای خانه سازی و شهر سازی با در نظر گرفتن ایجاد زیرساخت های لازم دیگر بود. در اویل دهه ی 1980 بعد از سال ها برنامه ریزی هنوز ساختمان های چندانی در نواحی شمالی سریلانکا ساخته نشده بودند و در عوض نواحی روستایی به جای نواحی اجتماعی واقعی، گسترده تر شده بودند

ص 66

که نمی توانستند کارکد های اجتماعی، اقتصادی، و مذهبی از دست رفته را تامین نمایند. در سال 1980 پررا و گروهش تصمیم گرفتند که از نو برنامه ی مفصلی برای اسکان دهی مجدد سامنان تغییر اسکان یافته ایجاد کنند تا بتواند شامل مراکز خرید  و زیر ساخت هایی باشد که به ساکنان جدید اجازه دهد الگو های پیشین زندگی خویش را در محل جدید باز یافته و زندگی را در نواحی کشت آبی از سر گیرند.

فرایند طراحی:

در سال 1983 وقتی که پررا سرپرست گروه طراحی شد، او گروهش دست به طراحی این شهر های جدید در مجاورت یک مرکز شهری پرتراکم زدند که از در هم تنیدگی ساختمان های تجاری و موسسات در سال های اولیه ایجاد شده بود.

 

 

هر سال و ب اساس میزان پیشرفت، سرمایه، و عوامل دیگر برنامه را تغییر می دادند.هدف پشت این طراحیها این بود که کارکرد های عملی و اجتماعی را با توجه به فضاهای اجتماعی، مرتبط کنند. بنابراین مرکزیت شهر، اهمیت می یافت

ولی انعطاف کافی وجود می داشت تا خانواده ها بتوانند با توجه به نیاز ها ی شخصی و ارزش های اجتماعی سازگاری خود را با یک روش مشخص تامین نمایند.این روش توسط وز جانز از همکاران پررا در دانشگاه بال استیت واقع در ایندیانا ابداع شد.

در هماهنگی با قضایای جان ترنر در خصوص سوبسید پرداخت کردن دولت برای خانه سازی، هر کجا که دولت بر اساس نیاز ساکنان اقدام به شهر سازی نماید، این شهرک ها زندگی خود را به شکل مراکز شهری شروع میکنند اما گسترش آنها بر اساس یک برنامه ی از پیش طرح شده است که متاثر از نظرات ساکنان نیز خواهد بود.

با چشم پوشی زیاد از نقش طراحان در تجویز  برنامه های ساختمانی، نمونه های اولیه و نقش فضاها فراهم شدند. ویژگی های دکوراتیو  و ارتباط اجتماعی ناشی از آن بر عهده ی ساکنان گذاشته شد تا در طول زمان شکل بگیرد. در این روش پررا توقع داشت که  تنظیمات فیزیکی و فضایی  برای ساخت و ساز منازل تا حدی در اختیار ساکنان باشد  .

 

 

صفحه 67

با این وجود بر اساس فرضیه ی مبتنی بر کارکرد، ماهیت استفاده بود که معنی و تصمیم گیری، را در کنار  تفاوت ها و هویت مشخص می کرد.

فرایند طراحی

 پروژه ی ماهاولی دو نوع شهر را در بر می گرفت. پایین دست: شهرهایی در مناطق تازه آبیاری شده ساخته می شوند که پیشتر شهری در آنها وجود نداشته تا بتوانند جمعیت رانده شده را در خود جای دهند. بالادست:  شهر های جدید جایگزین زیرساخت های تجاری، موسسات، و مسکونی قبلی شدند در نتیجه ی طرح های سد سازی برای آبرسانی به زمین های کشاورزی از دست رفته بودند. واحد طراحی و معماری  ماهاولی  به سرعت متوجه شد که باید ساختمان سازی را آغاز نماید و نیازمندی های اولیه ی شهری را  برای جواکع جدیدی که خانه و کاشانه ی خود را  از دست داده اند، تهیه نماید.

صفحه 68

 

آنچه که در این طراحی ها مورد اهمیت قرار گرفته بود این ایده بود که   نقاط مرجع آشنا برای ساکنان ساخته شود تا سازگاری انها را در طول زمان، ساده تر نماید و احساس خوشاینند تری از سکونت را برای آنها تامین نماید. در مناطق تازه ساخته شده ی پایین دست، ترکیبی از روستاها و منازل با سیستم سلسله مراتبی شهری ساخته شد.  هر مرکز شهر با موسسات و تسهیلاتی مانند مدارس و ادارات ساخته شدند تا بتوانند خدمات عمومی را به ساکنان ارائه نمایند.  این مراز توانستند جمعیتی بین 8 هزار تا 10 هزار خانواده ی کشاورز را  در خود جای دهند.  واحد طراحی و برنامه ریزی ماهاولی  در طراحی 12 شهر بین سال های 1983تا 1989 در مناطق تازه ساخت و ساز شده، دست داشت که  دهیات تاکاندیا نمونه ای از آن میباشد.

شهر ماهاولی: ساختار و ارتباطات

         ·شهرهایی مانند دهیاتکاندیا ، ولیکاندا، و گیراندورکوت برای تامین خدمات به مناطق کشاورزی تحت آبیاری پایین دست

         ·شهر هایی مانند راجاولا، و تلدنیا که جایگزین امکانات به زیر آب رفته ی بالا دست شدند.

         ·شهر هایی مانند باکامونا  که برای تقویت منابع خدماتی موجود مورد پشتیبانی قرار گرفتند تا منابع خدماتی مورد نیاز برای جمعیت تازه وارد را تامین نمایند.

شهر ماهاولی: ترکیب و سیستم ها:

                   ·دهکده: کوچک ترین واحد جای گیری ساکنان شامل:

                                                         ·250 تا 300 کشاورز

                             ·مساحت زمین های آبیاری شده ، مساحت مزارع رعیتی

                             ·یک مرکز مسکونی شامل دبستان، اداره ی پست، و تعدادی مغازه

                                     ·شهر ها: شامل:

                             ·3 تا 4 دهکده و 800 تا 1200 خانواده

                             ·یک مرکز روستایی همراه با سطح بالاتری از خدمات مانند شهر دهیاتکاندیا

 


ارسال دیدگاه
تبلیغات متنی
فروشگاه ساز رایگان فایل - سیستم همکاری در فروش فایل
بدون هیچ گونه سرمایه ای از اینترنت کسب درآمد کنید.
بهترین فرصت برای مدیران وبلاگ و وب سایتها برای کسب درآمد از اینترنت
WwW.PnuBlog.Com
تمام محتوای این سایت گردآوری شده سیستم فیدخوان سایت می باشد و هیچ مسئولیتی در قبال نوشته های آن متوجه سایت نمی باشد.
تمام حقوق مادی و معنوی این سایت برای گردآورنده آن محفوظ می باشد.